السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
76
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
است آن را بشكند وضامن نيست قيمت ساختن آن را بلى اگر از أصل آن چيزى تلف كند ضامن است واگر احتمال دهد كه صاحب آن تقليد مىكند كسى را كه جايز مىداند نگاه داشتن آن را يا آنكه در آنية بودن آن خلاف باشد جايز نيست متعرض آن شدن ( مسألة 22 ) اگر شك شود در ظرفى كه آيا از طلا ونقره است يا از چيز ديگر استعمال آن جايز است وهم چنين است اگر شك شود در صدق اتيه بودن بر آن در اين صورت نيز مانعى از استعمال ندارد ( مسألة 23 ) بست تفنگ وطپانچه وعصاي نقره گرفته ولوح وصفحه كه لب گردان ندارد وقنديل مشبك به قسمي كه چيزى در آن قرار نگيرد عيب ندارد ونقره كوب وطلا كوب ومطلا ومفضض عيب ندارد وظرفى كه بميل يا مفتول طلا ونقره بست زده باشند يا دور لب آن را طلا يا نقره گرفته باشند عيب ندارد لكن اگر چيزى از آن بياشامد بايد لب را بر آن كناره نگذارند وبقلم وميل طلا ونقره چيزى نوشتن وسرمه كشيدن حلال است . باب چهارم در احكام ومسائل متعلقه به تخلى ودر آن چند فصل است ( فصل أول ) در احكام تخلى است ( مسألة 1 ) واجب است در حال تخلى بلكه در سائر أحوال پوشانيدن عورت خود را از ناظر محترم يعنى كسى كه نظر كردن أو حرام باشد خواه محرم باشد يا غير محرم مرد باشد يا زن حتى از مجنون وطفل مميز نيز وعورت مرد قبل ودبر وبيضتان است ودر زن قبل ودبر است وآن چه لازم است پوشانيدن لون بشره است نه حجم اگر چه ستر آن نيز أحوط است واما شبح ولو آن چيزى است كه ديده مىشود در حالي كه ساتر رقيق ونازك باشد ستر آن لازم است ودر حقيقت ستر آن ستر لون است ( مسألة 2 ) فرقى نيست در حرمت نظر كردن ما بين عورت مسلم وكافر بنا بر أقوى ( مسألة 3 ) مراد از ناظر محترم من عداى طفل غير مميز وزوج وزوجه ومملوكه ومحلله است پس نظر كردن هر يك از زوجين به عورت ديگرى وهر يك از مالك ومملوكه به ديگرى وهر يك از محلله ومحلل له جايز است وجايز نيست نظر كردن زن به عورت مملوكه يا مملوك خود وهكذا به عكس ( مسألة 4 ) جايز نيست از براي مالك نظر كردن به عورت مملوكه خود هر گاه زوجه غير يا محلله غير يا در عده ديگرى باشد وهر گاه كنيز مشترك ما بين دو مالك باشد جايز نيست از براي هيچ كدام نظر كردن به عورت آن كنيز وهم چنين است عكس ( مسألة 5 ) واجب نيست پوشانيدن رانها وموهائى كه روئيده است أطراف عورت بلى مستحب است پوشانيدن ناف تا زانو بلكه تا نصف ساق